لذت ناراستی ها را نمی خواهیم از دست بدهیم
بعد به این فکر افتادم چرا با وجود بخشنده بودن و مهربان و غفور بودن خدا و از طرفی دیگر بارها در زندگی شخصی خودمان تجربه کرده ایم اشتباهی که به آن عادت کرده بودیم با یکتصمیم جدی به کلی ترک کرده ایم و بارها به راحتی با تغییر رفتار و عملکرد خود و یا دیگران چنان کدورت و ناراحتی بین ما شسته شده که انگار هیچ وقت نبوده .
بنابر این از نظر عقلی توجیهی برای اینکه یک لحظه عزم جزم کرده و توبه کنیم وجود دارد ولی چرا این کار را نمی کنیم
من نمی تونم خالق هستی را به شکل فرمانروایی تصور کنم که خارج از وجود این دنیا حکمرانی می کند .وجود ماورائی خداوند را قبول دارم ولی احساس می کنم در مسئله پذیرفتن توبه بندگان
این طور است که آداب خاصی ندارد
هر وقت اراده کردیم رفتار ، عمل و یا نیتی را دور بیندازیم و احساس زشتی به آن پیدا کردیم یک رگه ای از پاکی در وجودمان نهادینه می شود و آن قبول توبه از طرف حضرت حق قلمداد می شود .
اگر یک لحظه مثل شفا یافتن بیمارو یا برای مثال جوان شدن زلیخا یا در عالم طبیعی احیای بیمار اتفاق بیفتد یک برگشت مشهود است ولی اینکه من یک لحظه بدون هیچ مناسبتی یا علی را بگویم و احساس نورانی شدن پاک شدن ایجاد یک حس معرفت به خود و ااعمال خود را نمی کنم چیست ؟
وقتی فکر می کنم همین لحظه توبه می کنم (تمام عوامل رشد انسانی را انجام و عوامل مخرب روح انسانی را قطع می کنم )برمی گردم می بینم خوب تا به حا ل آنچه در احکام وظایفم بوده و انجام ندادم گناه است که حس پاکی را از من می گیرد بعد می گویم خوب این ها رابطه ی من با خدا است جبران می کنم و خوب با فرض بخشنده بودن خدا صاف ته قلبم هم می گه و باور دارم و حس می کنم مدیون نیستم اما فکر می کنم بازهم من زنده هستم چرا احساس آلودگی می کنم چون یک جایی آمپر چسبوندم و حرفی که نباید بزنم زدم یک جایی جو گیر شدم کاری که نباید انجام دهم انجام دادم یک جایی احساس خطر کردم ....یک جایی بی جهت مداخله کردم و .......................و هزاران نکات ریز و درشت ولی در همان لحظه نتونستم تشخیص بدهم و نقاط تا لکه های درشت آلودگی مجدد منرا آلوده می کنندو اما اگر درصدی فکر می کردم قدرت پاک ماندن را دارم لحظه ای تردید نمی کردم و نیاز به هیچ آداب و بهانه ای نبود .
از طرفی از برخی امور ساده که به آن عادت کرده ایم و گناه نیستند ولی زمینه ی هل دادن ما را به سمت گناه فراهم می کنند را نمی خواهیم از دست بدهیم ( بی تعارف ) هر روز دنبال یک کلاه شرعی و بهونه می گردیم که این یکی را انجام بدهیم
امــــــــــــــــــــــــــــا با همه این ها دلم می گه همین روزها اتفاق می افته که تمام اعضای و جوارحم به اذن خداوند که در وجودم هست و نمی دانم باید حاکم خود کنم . وجودش را به رسمیت و چشن تاجگذاریش را بی هیاهو ول یبا شکوه و همیشگی برپا خواهم کرد . ازرحمانیت خد باور دارم
دو تا مطلب دیگر یکی اینکه همیشه بعد از این که برای مثال غیبتی می کردم جوگیر می شدم عصبانی میشدم میخواستم یک نیرویی در همان موقع نه بعد از آن بفهماندم یک نشانه هایی هم با خودم درست کرده بودم ولی صد در صد کارا نبود ولی دیروز تا امروز تونستم فکر کنم ماندگار می شود
یکی دیگه که وقتی حستغییر در جسمت هم ژیدا بشه عالی و بعد از زایمان هاییم احساس می کردم رو ابرها راه می روم یا بعد از بعضی موفقیت ها می خواهم یک حس خوش توبه یا بهتر بگم جانشین کردن خالق و همراه و رحیمی در قلب و دل و دیده ی خود
با عروج لاله ای به کوی حق شقایق هستی متولدشد تا داغدار ، نــــــــــــه وام دار راهی معطر و منور باشد تا هر مسلمان ،شقایقی در هستی شود .