آرزو ها و خواست های شکست دهنده ی زندگی ام
آزو دارم
یک خونه ی مجللی داشته باشم در یک جای سر سبز و خرم و هر روز ساعتی آنرا تمیز کنم و حسابی مرتب و تمیز باشه یک اطاقی مخصوص خودم و هر روز پشت میزم که به یک پنجره بزرگ روشن دارد بنویسم و بخونم
اگر بمیرم
و بدونم من کسی را آزار داه ام زندگیم را با شکست می دانم . باید شروع کنم به دوره کردن زندگیم و افرادی که با آنها سر وکار داشتم
آرزو دارم
یک کار عالی به عنوان اثر خودم به جای بگذارم که به دیگران در زندگی کمک کنه و برای خودم راهگشا
اگر بمیرم
وبدی به بچه هایم رسانده باشم و یا بتونم جلوی اشتباه آنها رابگیرم و این کار را نکرده باشم راحت جان
نمی کنم . باید دست به کار بشم و از برخی اصول براشون بنویسم و یا بگویم
آرزو دارم
گروه جوانان مذهبی و علاقه مند به پیگیری افکار و حلاجی ان و ترویج افکار درست داشته باشم و با همفکری هم آنها را کامل و سرانجام برسانیم
خود را شکست خورده می دانم اگر کمترین حسد در وجودم بماند
ارزو دارم و خودم را موفق می دانم
اگربا خانواده ام اعم از نسبی و سببی ارتباط صمیمی داشته باشم ( الان با همه به جز شاید سه نفر نتونستم صمیمی باشم و لحظاتی که با هم هستیم لذت نمی برم )و به آنچه می دانم عمل کنم و زیر قول های خودم نزنم
بتونم کارهایم را الویت بندی کنم و کار عقب افتاده ای نداشته باشم ( مرتب زیر قول خودم می زنم )
با عروج لاله ای به کوی حق شقایق هستی متولدشد تا داغدار ، نــــــــــــه وام دار راهی معطر و منور باشد تا هر مسلمان ،شقایقی در هستی شود .